در آستانه سالگرد شهادت حسن البناء بنیانگذار سازمان اخوان المسلمین در مصرمروری بر زندگی و اندیشه های وی خواهیم داشت.
حسن البناء در سال 1906 در دهکده محمدیه در دلتای رود نیل از نواحی بحیره مصر چشم به جهان گشود و در خانوادهای مذهبی پرورش یافت.
پس از اتمام دورهٔ تحصیلات در دانشسرای مقدماتی معلمان، در شانزده سالگی به قاهره رفت تا در دارالعلوم که مؤسس آن "محمد عبده" بود تحصیل کند. در آنجا وی به عضویت انجمن مکارم اخلاق الاسلامی و همچنین انجمن جوانان مسلمان در آمد. حسن البناء در 1927معلم دولتی شهر اسماعیلیه شد و در مارس 1928، جمعیت اخوانالمسلمین (الاخوان المسلمون) را با شش عضو طرفدار و شاگردان محلی تشکیل داد. وی در کنار علمای برجسته ای بود که «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» را تأسیس کردند. در اساسنامه ای که این بزرگان نوشتند، اهداف دار التقریب بین المذاهب الاسلامیه عبارتست از :
1- کوشش در تحقق زمینه های مناسب وحدت و همبستگی میان مذاهب گوناگون اسلامی؛ زیرا دیدگاه های مختلفی که ارتباطی به اصول کلی اسلامی نیز ندارند، میان مسلمانان جدایی افکنده است.
2- نشر و ترویج عقاید و احکام و قوانین کلی اسلامی به زبان های مختلف و تبیین نیاز جامعه به آنها در عرصه عمل .
3- کوشش در حل اختلاف ها و درگیری های ملی یا طایفه ای مسلمانان و تحقق تقریب وهمبستگی میان آنها .
به رغم این که حسن البناء خود در شمار علمای الازهر نبود؛ ولی از شخصیت انقلابی بسیار جذابی برخوردار بود و تأثیر بسیار ژرفی بر دیگران داشت. نمونه ای از این اثرگذاری در خاطرات شیخ محمد تقی قمی از ” جماعت التقریب” است که به تفصیل از وی سخن گفته و می نویسد: «حسن البنا از علمای الازهرنبود، هیچ رابطه ای نیز با شیوخ الازهر نداشت؛ ولی به لحاظ تحرک و نشاط و همت و برنامه ریزی و اخلاص، همچون کوهی استوار و سر به فلک کشیده بود و با این ویژگی های سترگ توانست به میان جوانان دانشگاهی راه یابد و در آنها اثر گذارد؛ او نسل پرهیزگار، مجاهد، پاکدامن و با فرهنگ اسلامی و کاملا آگاه و روشنی را پرورش داد. او با توجه به هدف بازگرداندن امت اسلامی به عزت و کرامت و موقعیت تاریخی گذشته که با تمام وجود با آن زندگی می کرد و در تار و پود وجودش تنیده شده بود، همواره به «تقریب مذاهب اسلامی» می اندیشید و همین روح تقریبی به جماعت اخوان المسلمین نیز که خود تأسیس کرده و پرورانده و حرکتش را زیر نظر داشت، سرایت کرده بود
در روزهای نخست تأسیس این جمعیت (دارالتقریب بین المذاهب) صحبت بر سر نام نهادی بود که "آیت الله محمد تقی قمی” در پی تأسیس آن بود. آیا نام «وحدت»، «آشنایی»، «همبستگی» یا . . . داشته باشد؟ ولی "شیخ حسن البنا” پیشنهاد نام «تقریب» را داد. زیرا معتقد بود این نام از همه بیشتر گویای اهداف آن است. این جمعیت و نهاد نیز نام «تقریب» را به پیشنهاد آن مجاهد و پرهیزکار، پذیرفت.
حسن البناء در روزنامه خود توجه ویژه ای به مطالب نزدیک کننده مذاهب اهل سنت و شیعه به یکدیگر داشت و در این راستا، با دارالتقریب همکاری تنگاتنگی برای رساندن صدای آن به عربستان سعودی ـ که در آن زمان سخن گفتن از تقریب اهل سنت و شیعه در آن ممنوع شده بود ـ به عمل آورد.
پس از حادثه اعدام «سید ابوطالب یزدی» در حجاز، سفر ایرانیان به حج برای چند سال، قطع شد. «دارالتقریب»، در راستای برطرف ساختن سوء تفاهم های موجود در اذهان به ویژه پس از تبلیغات منفی علیه شیعیان، اقدام به نشر مناسک حج بر اساس مذاهب پنجگانه یعنی چهار مذهب اهل سنت و مذهب اهل شیعه امامی کرد؛ این کتاب مناسک چاپ شد. آشکارا و بدون آنکه جای شکی باقی گذارد روشن می سازد که شیعیان و اهل سنت اگر نه در همه، در بخش اعظم مناسک حج، اتفاق نظر دارند. وارد کردن این «مناسک حج» به عربستان سعودی، به دلیل منع اکید مقامات سعودی در آن زمان، امکان پذیر نبود. ولی شیخ حسن البنا” راه حلی برای این کار یافت. او همه «مناسک حج» را در روزنامه اش چاپ و روزنامه را در موسم حج وارد عربستان کرد. این روزنامه میان حجاج پخش شد و اثر بسیار جالب و مثبتی در میان مسلمانان داشت ،
در همان سال شیخ حسن البناء عازم حج شد و درآنجا با روحانی مجاهد آیت الله سید ابوالقاسم کاشانی رهبر دینی جنبش ملی شدن نفت در ایران دیدار کرد.
"علامه سید هادی خسرو شاهی" نقل کرده که برخی علمای بزرگ در ایران، اقدامات مرحوم حسن البناء را با دیده ستایش می نگریستند؛ او (آیة الله خسرو شاهی) در سال 1375 هجری قمری در مجلس درس «آیه الله سید رضا صدر» ـ یکی از علمای بزرگ ـ حضور داشت و از قول او می گوید: «شما حتما باید شیخ حسن البناء را بشناسید ؛ او قهرمان دلیر و رهبر جاوید و جهانی اخوان المسلمین است .
مرحوم حسن البناء در زمان شک و تردید دیگران نسبت به تشیع، پندار و کردار و گفتارش با هم مطابقت می کرد که بیانگر شجاعت و شهامت زایدالوصف اوست . همین روحیه تقریب مذاهبی در تار و پود جنبش اخوان المسلمین نیز جاری گشت و گسترش جهانی یافت. چه یکی از اصول آن، دوری گزیدن از جدال های فرقه ای ـ مذهبی است .
رهبران بعدی اخوان المسلمین نیز همین راه را در پیش گرفتند از آن جمله مرحوم ” مصطفی مشهور” است که در نامه ای به آقای خسرو شاهی می نویسد :
«اخوان المسلمین از آغاز تأسیس به دست رهبر کبیر خود امام حسن البناء صرف نظر از اختلاف های مذهبی و گرایش های دینی و فکری به وحدت تمامی مسلمانان فراخوانده است؛ زیرا مسلمانان به دلیل تفرقه، پراکندگی، اختلاف های منجر به دشمنی و کینه، در برابر دشمنانشان خوار و کوچک شده بو دند. خداوند متعال نیز می فرماید «واعتصمو بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا » و « ولا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ماجاء تهم البینات و اولئک لهم عذاب عظیم ».
اساس فکری این وحدت و فراخوانی به آن نزد اخوان المسلمین ، بر بستر درک متقابل و اصول تشریعی است. قرآن کریم و سنت مطهر دو منبع اصلی تشریع در اسلام به شمار می روند ، هیچ مسلمانی را که شهادتین بر زبان جاری کرده و به مقتضای آنها عمل کرده و تا زمانی که کار کفرآمیزی انجام نداده است، تکفیر نمی کنیم و علاوه بر آن به مقوله معروف مشهوری که اصل طلایی اش نامیده اند، عمل می کنیم: « همکاری در موارد توافقی و معذور داشتن یکدیگر در آنجا که اختلاف داشتیم.» معنای این قاعده نیز کاملا روشن است و طبیعی است که اتفاق نظر معمولا در اصول و اختلاف در فروع است .
"امام شهید حسن البنا" خود در گفتار و کردار ، کاملا به این موضوع توجه داشت و این جانب عکسی از وی در سال 1325ﻫ.ق در کنار علمای بزرگ زمان خود از جمله «شیخ عبدالمجید سلیم» شیخ الازهر در آن زمان و حضرت «شیخ امین الحسینی» مفتی فلسطین"محمد تقی قمی" و دیگران در نشستی در دارالتقریب بین المذاهب الاسلامی دارم.
رابطه عملی اخوان المسلمین با شیعیان در ایران و جاهای دیگر ، از دهه پنجاه قرن حاضر و پس از پیروزی انقلاب ایران، شاهدی براین مدعاست .
اختلاف میان اهل سنت و شیعه زیدی یا شیعه اثنی عشری تنها منحصر به برخی فروع است؛همگان شهادت "ان لا اله الا الله” و ” ان محمدا رسول الله ” سر می دهند و از نظر همه آنان، قرآن کریم اولین و سنت مطهر نبوی دومین منبع تشریع است ، همگان رو به یک قبله دارند. دین ، بازیچه خواست عامه مردم نیست واینک زمان آن فرا رسیده که آن فتنه ها فرو نشانده و لهیب آتش آن، خاموش گردد.
اعتدال و میانه روی ، از برجسته ترین ویژگی های جنبش اخوان المسلمین به شمار می رود. «استاد محمد عبدالحلیم» در پژوهشی درباره اخوان المسلمین می نویسد : « از جمله بزرگترین دستاورد اخوان االمسلمین ، پاسداری از میانه روی اندیشه اسلامی بدون انحراف و گرفتاری در جریانات عوامانه و هواهای سرکش و شرایط دشوار است.
این معنا در غالب نوشته های آنها قابل لمس است. ادبیات آنها نیز بیش از دیگران به کتاب های معتبر از نظر شیعه از جمله نهج البلاغه ـ که شریف رضی سخنان گهربار مولای متقیان علی (ع) را در آن گرد آورده است، استفاده می کند . به عنوان مثال ، ” استاد عبدالحمید ” بهنگام اشاره به فرمان امام علی(ع) به مالک اشتر در واگذاری ولایت مصر به او ، می نویسد:
" این نامه یکی از اسناد تاریخی و ای بسا گنج نادری است و هرگز تا به امروز سندی مشابه یا نزدیک به آن به ذهن علما و کارشناسان مدیریت خطور نکرده است."
همه این برخوردها و مواضع برگرفته از تأثیر سخنان متین و اصولی "امام حسن البناء” و سمت گیری های جالب او و فراخوان روشنش به گشودن آغوش به سوی تمامی گروههای امت است؛ او در این راه با مخالفت های سخت متعصبان سلفی از یک سو و صوفیان افراطی از سوی دیگر، مواجه گشت. زیرا راه وی، راه میانه و واقع گرایانه ای بود.
او در مقاله ای در دهه سی معاصر نوشت: «ما فراخوان خود را متوجه تمام کسانی می کنیم که شهادت "ان لا اله الا الله” و "ان محمدا رسول الله” سر می دهند هرچند به لحاظ تعالیم و اندیشه های اسلامی، قصوری نیز داشته باشند . آنچه ما از آنها می خواهیم پیوند برادری اسلامی با ما برای عمل در راستای بازیابی عظمت و شکوه اسلام است. این دعوت هیچ شرط و شروطی جز شهادتین ندارد که لبیک گویان به آن نیز گروههایی با درجات مختلف ایمان به آموزه های اسلامی و عمل به آنها را در بر می گیرد".
طبیعتا او این شیوه برخورد را راهی برای هدایت و گسترش اجرای کامل اسلام در جامعه تلقی می کند و هرگز باب گفتگوی علمی و آرام در عرصه های فقهی و اصولی و نیز در زمینه های عقیدتی و تاریخی را نمی بندد؛ همه این ها در چارچوب شهادتین و باور به ارکان ایمان و اسلام ، پذیرفتنی است. خدایش رحمت کناد و جزای خیرش دهاد!"..
البناء با روحیه برخوردار از آموزشهای مذهبی خانواده و با نبوغی که در مدیریت و سازماندهی داشت ، در مدرسه ، رئیس «جمعیة الاخلاق الادبیه » شد و به دنبال آن با کمک سایر محصلان «جمعیة منع المحرمات » را برپا کرد. وی در کنار تحصیل، انجمن خیریّه ای به نام «الجمعیة الصحافیة الخیریه » را بنیان گذاشت که می باید آن را منشأ شکل گیری «اخوان المسلمین» دانست. این جمعیت با مفاسد اخلاقی و آثار سوء فعالیت گروههای تبشیری مسیحی مبارزه می کرد.
حسن البناء در قاهره نیز عضو «جمعیة مکارم اخلاق الاسلامیه » شد، و همچنین به «جمعیة الشُبّانِ المسلمین » (انجمن جوانان مسلمان ) پیوست . در ضمن ، به تربیت گروهی از دانشجویان دانشگاه الازهر و دارالعلوم برای سخنرانی در مساجد، قهوه خانه ها و اجتماعات عمومی همت گماشت و آنان را سازماندهی کرد.
به دنبال غیردینی شدن جامعه ترکیه در زمان آتاتورک و ظهور روزافزون اندیشه های غیردینی و مادی در جامعه مصر، ضمن حفظ تماس خود با رشیدرضا و مجله علمی و دینی المنار ، و همچنین تماس دائم با فرید وجدی (1254ـ 1333 ش / 1875ـ1954) که از افکار و کتابهای او تأثیر می پذیرفت با گروهی از مردان مذهبی و سرشناس مجله اسلامی الفتح ،بعدها «جمعیة الشُبّان المسلمین » (انجمن جوانان مسلمان ) را برای مقابله با اندیشه مادی و ضددینی راه اندازی کرد.
با تأسیس اخوان المسلمین ، البناء فعالیتهای خود را که شامل احیای احکام و شعائر مذهبی ، مبارزه با فسق و فجور و بی بند و باری ، از بین بردن روحیه شک و بی اعتقادی بود گسترش داد و برای عملی کردن آن ، یک مسجد، و در کنار آن آموزشگاه اسلامی حِرا را با شیوه آموزشی خاص ، و نیز مدرسه «امهات المؤمنین » را برای آموزش دینی دختران احداث کرد و بعدها، برای بسط افکار و عقاید خود، روزنامه ای به عنوان اخوان المسلمین منتشر کرد. تأسیس اخوان المسلمین نقطه عطفی در زندگی البناء بود و از آن پس ، زندگی او با این جمعیت درآمیخت .
با تلاشهای مستمر او، اخوان روز به روز گسترش یافت ، و شعبه های آن در شهرهای مختلف از چهار شعبه در 1308ش / 1929 به هزار شعبه در 1327ش /1948 رسید و بین 1325ـ 1327 ش / 1946ـ1948 نیز شعبه هایی در فلسطین ، سودان ، عراق و سوریه دایر شد.
اخوان المسلمین بتدریج به یکی از قدرتمندترین سازمانهای مصر تبدیل شد، و توانست حمایت مردمی را چنان سازماندهی کند که هیچ جنبش اسلامی دیگری در قرون اخیر قادر به آن نبوده است .عامل دیگری که بر محبوبیت اخوان افزود و به رویکرد این سازمان به فعالیتهای سیاسی قوت بخشید ناآرامیهای فلسطین و دفاع از حقوق فلسطینیان در مقابل صهیونیسم بود. این در حالی بود که وی از زمان تأسیس اخوان تا جنگ جهانی دوم ، نه تنها خود از مداخله در سیاست دوری می کرد بلکه به پیروانش نیز چنین توصیه ای می نمود، اما این به معنای رضایت او از جریان تحولات سیاسی جهان اسلام نبود.
با شروع ناآرامیهای فلسطین ، مداخله فعال اخوان المسلمین در امور سیاسی ، با مقاله البنا در اولین شماره النذیر در خرداد 1317/ مه 1938 آغاز شد. بعد از جنگ جهانی دوم ، البناء در مقاله ای به تاریخ 27 فروردین 1325/16 آوریل 1946 با عنوان «الاسلام ، سیاسةٌ و حکم » اعلام کرد که مسلمان نمی تواند از پرداختن به مسائل سیاسی و امور و شئون امت اسلامی غافل باشد، و نیز در تعریفی از اخوان المسلمین ، ضمن برشمردن ویژگیهای گوناگون این سازمان آن را یک گروه سیاسی خواند.
در اوایل زمستان 1327/اواخر 1948 اخوان بزرگترین خطر برای پادشاهی مصر تشخیص داده شد و تلاشهای شخصی البناء برای مذاکره با دولت نقراشی پاشا، زمانی که نخست وزیر تمام اوقات خود را صرف مبارزه با اخوان المسلمین می کرد، ناموفق ماند. البناء در «القول الفصل »، تصمیم نخست وزیر به انحلال اخوان را ناشی از فشار صهیونیستهای انگلستان و آمریکا عنوان کرد و در پایان مقاله اش نوشت که حکومت درصدد ترور اوست. پیش بینی البنا صحیح بود و بالاخره در پی ترور نقراشی در 7 دی 1327/ 28 دسامبر 1948، موج ترور اعضای اخوان به راه افتاد و به ترور البنا در 23بهمن 1327/12 فوریه 1949 به دست عوامل دولت ، منجر شد.
البناء در طول زندگی کوتاه و پر تلاش خود کوشید تا نمونه ای از جامعه صدراسلام را به نمایش گذارد. به نظر البنا، کمال مطلوب اسلامی در اولین نسل مسلمانان نهفته بود؛ دوره ای که اصول قرآن مراعات می گردید و فارغ از تشخص ملیتها، اسلام تنها «ملیت » محسوب می شد. به نظر او، بین جوامع موجود اسلامی و اسلام واقعی فاصله ای افتاده بود که عقب ماندگی مسلمانان را موجب شده بود. به همین دلیل ، او در صدد احیای اسلام بود تا نه تنها مسلمانان را از چنگ جهانخواران رهایی بخشد بلکه انسانیت را نیز زنده کند. او معتقد بود که به جای فلسفه و مادیگری اروپا، این فرهنگ و تمدن اسلام است که باید پذیرفته شود.
البناء با «جدایی دین از سیاست » (سکولاریسم ) و نیز ملی گرایی غیردینی که نقشه آن را در 1299 ش / 1920 ساطع الحُصْری ریخت و میشل عفلق در 1319 ش / 1940 آن را در سوریه اعمال کرد، بشدت مخالف بود. همچنین درباره عرب گرایی بر این عقیده بود که اسلام هیچگونه مرز جغرافیایی ، یا اختلافات نژادی یا شهروندی را به رسمیت نمی شناسد. تمام مسلمانان را یک «امت » و کشورهای مسلمان را تنها یک کشور می دانست به همین دلیل گرایشهای ناسیونالیستی جدید، بویژه فاشیسم و نازیسم را محکوم کرد.
البناء همچنین در حوزه اقتصاد به تبلیغ برخی اصول اساسی عدالت اجتماعی اسلام پرداخت. او عقیده داشت عدالت اجتماعی نه تنها حاصل تفکر سالم و کارهای نیک فردی، بلکه برخاسته از نهادها، مداخله دولت، و از طریق اخذ مالیات بر درآمد و ثروت است که شامل مالیاتهای تصاعدی نیز می شود.
سخنرانی های البناء پس از مرگ او در مجموعه ای با عنوان «مذکَرات الدعوه و الداعیه » و نیز مجموعه نامه های او با عنوان «مجموعه رسائل الامام الشهید حسن البناء» به چاپ رسیده است


افزودن نظر جدید