یک استاد دانشگاه تهران اظهار کرد: نبرد جاری در دنیا ادامه درگیریهای هابیلیان و قابیلیان و منازعه حق و باطل است که در زمان بعثت پیامبر اکرم(ص) در قالب کینه قوم یهود با آن حضرت صف آرایی کرد و از یکصد سال پیش، طایفه سیاسی صهیونیسم را در فکر جهانیسازی سلطه خود و تسلط بر بلاد مسلمین و حکومت بر نیل تا فرات افکند.
دکتر محمد رضوانفر ، استاد دانشگاه تهران در مقالهای با عنوان «نقش بیداری اسلامی در تعاملات جهانی» که در نشست «ارزیابی عملکرد بیست ساله مجمع تقریب مذاهب و بیداری اسلامی» ارائه شده است؛ نوشت: «تبارشناسی و تفسیر تغییرات مهم جوامع اسلامی در قرن حاضر که از نقطه استراتژیک در شمال آفریقا و از کشور خردورز تونس آغاز شد، به دو شکل، خودنمائی کرده است. عدهای به تبعیت مقام معظم رهبری آن را بیداری اسلامی مینامند و برخی بدون بررسی ریشههای تاریخی این تحول نام بهار عربی را برای آن برگزیدهاند یا به شکلی در هویت دینی و اعتقاد این نهضتها تردید میکنند.
باید در نظر داشت که نبرد جاری ادامه درگیری های هابیلیان و قابیلیان و منازعه حق و باطل است که در زمان بعثت پیامبر اکرم(ص) در قالب کینه قوم یهود با آن حضرت صف آرایی کرد و از یکصد سال پیش، طایفه سیاسی صهیونیسم را در فکر جهانیسازی سلطه خود و تسلط بر بلاد مسلمین و حکومت بر نیل تا فرات افکند. اینک این خشم فروخفته مسلمین و سایر عدالت خواهان جهان است که مجال بروز و سرباز کردن پیدا کرد و در حال پایان دادن به عمر ظالمان و مستکبران است.
در میان اقوام و احزاب مختلفی که از ابتدای بعثت پیامبر گرامی اسلام در جبهه مخالف پیامبر اعظم و رسول مکرم صف آرائی کردند، یهودیت، بیشترین دشمنی را با پیامبر امین(ص) اعمال میکردند.
با آنکه یهودان همواره با تحریک کردن سایر اقوام خصوصا مشرکان در فکر حادثه آفرینی بودند، اما پیامبر اکرم چندین پیمان همزیستی مسالمتآمیز با طوائف مختلف آنان منعقد کرد که معمولا توسط آنان نقض شد.
در رفتار عمومی و تعهدات اجتماعی قوم مسیحی تعهدپذیری و در فرهنگ یهودی به طور غالب بیتعهدی ثبت شده است. با این حال هیچگاه اسلام از دعوت آنان به صلح و همزیستی مسالمتآمیز دست برنداشته است.
قومی که تمام توان خود را برای نابودی مکتب و اعتقادی به کار گرفتهاند پس از رحلت یا شهادت بانی این کتاب احساس رضایت و موفقیت و امیدواری بیشتری داشته باشند و تلاشهای خود را مضاعف کنند. علیرغم آنکه اعتراف مورخان بیطرف اثبات میکند که پس از پیامبر اکرم (ص) پیروان یهودیت در سرزمینهای تحت حامیت اسلام از آزادی مذهبی بهتری نسبت به هم کیشان خود در امپراطوری بیزانس (روم شرقی) که مسیحیت دین رسمی آنان بود برخوردار بودند و یهودیان در دوره قدرت مسیحیت در اروپا یکی از سیاه ترین دوران زندگی خود را تجربه کردند و مسیحیان برخوردهای خشونت رفتاری نسبت به یهودیان اعمال کردند که ماجرای افسانهای هلوکاست نیز ناشی از این خشونتها است.
مسلمانان نیز از این خشونتها بینصیب نبودند و زیر تیغ مسیحیان اندلس به امپراطوری عثمانی پناهنده شدند و عدهای از یهودیان را نیز به همراه خود به پناهگاه بردند.
به هر صورت طی جنگهای صلیبی و به دست مسیحیان عدهای زیادی از یهودیان در کشورهایی مثل آلمان یا کشته و یا مجبور به مهاجرت شدند. مهاجرین، اکثرا اورشلیم را به عنوان مقصد مهاجرت خود تعیین کردند. جایی که اعراب مسلمان از قرنها پیش در آن سکونت داشتند.
پس از جنگهای صلیبی قدرتهای بزرگ در فکر تنظیم آرایش قدرت در جهان به نفع خود شدند. در هم شکستن قدرت دولت بزرگ و مستحکم عثمانی و یافتن جای پای مستحکم در خاورمیانه از مولفه مهم این آرایش تلقی میشد. لذا هر یک از دولتهای اروپایی در جستجوی دستهای پیش قراول برای تحکیم شوکت و عزت خود در این منطقه بودند.
سرانجام این انگلیس بود که به آرزوی دیرینهاش یعنی خلق اندیشه صهیونیسم و ترغیب یهودیان اروپای شرقی، روسیه و غرب برای مهاجرت به فلسطین و تشکیل یک دولت یهودی که حافظ منافع آن کشور باشد، دست یافت.
یهودیان تنها نامزد تشکیل دولتی حافظ منافع غرب در منطقه حساس و استراتژیک خاورمیانه بودند؛ زیرا به عقیده لرد ارل شافتسبری هفتم که از رجال سیاسی بریتانیا و نیز یک صهیونیست مسیحی بود، اسکان یهودیان در فلسطین نه تنها برای انگلستان که برای سراسر دنیا متمدن (غرب) سودمند میتوانست باشد.
همیشه این سوال وجود داشته که آیا انگلستان یا بریتانیای کبیر که به عنوان استعمار پیر معروف بوده، صهیونیسم را به خدمت خود گرفته یا این صهیونیسم جهانی بوده است که از امپراطوری بریتانیا استفاده خود را برده است و به عبارتی حتی آن را تحت سلطه خود درآورده و زیر پرچم و با آن نقاب انگلیس به استعمار ممالک و سرزمینهای دیگر پرداخته است؟ آیا اینکه در تمام طول تاریخ استعمار پیش از ظهور امپرالیسم آمریکا، همواره هر توطئه جهانی با نام انگلیس همراه بود، هنوز هم حقیقت تاریخ است؟ به نظر میآید برای پاسخگویی صحیح به این سوالات باید به بازخوانی تاریخ دو قرن اخیر پرداخت! و باید اعتراف کرد اگرچه ابتدا این انگلیس بود که صهیونیسم را زاد، اما این طفل سلطهجو به محض قدرت یافتن، مادر خود را بلعید و در خدمت مطامع خود گرفت.
گروه کوچک صهیونیسم با استفاده از کرسی حکومت انگلیس و سابقه و نبوغ دولت پیر استعمار و حمایتهای بیدریغ آمریکا، منویات سلطهجویانه خود را در قالب پروتکلها و نقشههای یکصدساله برای به سلطه کشیدن ملتهای مسلمان و گماردن فرزندان خود در کرسیها و کادر حکومتی کشورهای مسلمان اعلام کرد و با ستم و نسلکشی، نسبت به قطعهای عزیز و گرانقدر از پیکره قلمرو مسلمانان خصومت اسطوره خود را با پیامبر اسلام و مسلمین جهان روزبه روز آشکارتر کردند. آنان سرزمین مقدس فلسطین را ارض موعود خود خواندند و ابتدا وعده از نیل تا فرات را به خود میدادند و سپس با طرح نظم نوین جهانی و خواب نمایی خاورمیانه بزرگ، بر آن بودند که سیادت بر تمامی کره زمین را از آن خود سازند. که ناگاه صاعقههایی از راه رسید و بهار امید دولت جعلی اسراییل را، هر روز با خزانی سهمگینتر مواجه کرد.
از آغاز سال 2010 خشم و خروش مسلمانان، در کشورهای اسلامی از ستمگری دست نشاندگان این قدرت سراسر خباثت قساوت، شکل تازهای به خود گرفت و کابوسهای نحس و نگونبختی را جایگزین رویاهای از نیل تا فرات کرد. از این پس باید دغدغه اصلی رژیم صهیونیستی حفظ شهرکهای یهودینشین باشد و فراتر از کرانه باختری فکر سلطه و پیروزی نداشته باشد. در همین راستا "ایهود باراک" در اظهاراتی به رادیو رژیم صهیونیستی میگوید: "با وجود آشتی تشکیلات خودگردان با جنبش حماس باید کمکهای مالی به این امنیت و ثبات در کرانه باختری نیاز داریم و به تداوم این آرامش که ثمره همکاری ارتش، شاباک و تلاشهای دستگاههای امنیتی در کرانه باختری است، اهتمام داریم. بنابراین اهتمام ما بر این است که حمایت مالی از تشکیلات خودگردان به منظور حمایت از شهرکنشینان باید ادامه داشته باشد و از سوی دیگر اینگونه نباشد که جنبش حماس به تنهایی در صحنه فلسطین دستاوردهایی را به دست بیاورد. وی درباره بیداری اسلامی نیز تصریح کرد: به طور کلی از انقلابهای عربی که در حال حاضر در برخی کشورهای عربی در جریان است، میترسم؛ زیرا این انقلابها رژیمهای سابق را به رژیمهای اسلامی تغییر دادهاند و این به نفع ما نیست.
رژیم جعلی اسراییل خود را با کسانی مواجه میبیند که دیگر از وی ترسی ندارند و بسیاری از روشهای جنگی مقابله را به صورت پارتیزانی آموختهاند. جنگ با چند کشور قدرتمند در گذشته برای این رژیم فقط به شش روز زمان نیاز داشت تا به پیروزی قطعی بینجامد در حالی که جنگ با یک گروه شبه نظامی پس از 33 روز تلاش بینتیجه رها میشود. این تنها مصیبت وارد شده بر رژیم جعلی اسراییل نیست. در جنگ 22 روزه که بر ضد منطقهی محدود و کاملا تحت محاصره غزه روی داد نیز هدفهای نابودی «حماس» و قطع موشکباران؛ محقق نشدند. حال میتوان فهمید که چرا سران این رژیم به فکر تجدید نظر در شعار از نیل تا فرات بر آمدهاند؛ به طوری که حفظ سرزمینهای کنونی نیز برای آنها به وضعیتی مطلوب تبدیل شده است!
بیداری اسلامی منطقه را در برگرفته و علیرغم تلاش غرب و مزدورانش در کشورهای اسلامی به انحراف کشاندن انقلابها، در نهایت مردم زمام حکومتها را به دست خواهند گرفت. آنیترین نتیجه این تغییرات تولد حکومتهایی اسلامی هستند که موجودیت رژیم جعلی اسراییل را تحمل نخواهند کرد. کابوس نابودی دولت جعلی اسراییل برای صهیونیسم جهانی در حال تبدیل شدن به واقعیت است.
صهیونیستها هیچگاه پیشبینی روزهایی را نکرده بودند به ویژه آن که اکنون این رژیم با بحران شدیدی در داخل و خارج روبهرو شده است. در خارج، درخواست برای قطع رابطه با این رژیم به یکی از مطالبات اصلی ملتها تبدیل شده است. رژیم صهیونیستی نه تنها در منطقه خاورمیانه بلکه در میان کشورهای هم پیمان و دوست غربی و آمریکایی خود نیز روز به روز منزویتر میشود. انزوای رژیم صهیونیستی در اظهارات مقامات اروپایی و آمریکایی به خوبی نمایان میشود.
به هر حال با حال با بالا گرفتن اعتراضات امکان سقوط دولت صهیونیستی وجود دارد. ایهود باراک اعتراضات صهیونیستها را ترسناک، شوکآور و اهانت به ارزشهای یهودی توصیف میکند. همزمان با پایان سال 2011 بررسیها نشان میدهد که جامعه صهیونیستی از درون در حال پوسیدن است و دست و پا زدنهای دولتهای صهیونیستی میتواند این روند روبهرو رشد را متوقف سازد.
نهضتهای حاضر هویت ضداسرائیلی و ضدانگلیسی و ضدآمریکایی دارند. عدالتخواه و ستم گریزند و این تقابل همان تقابل تاریخی بین حق و باطل، اسلام و یهود و در نهایت میان مستضعفین و مستکبرین است و شعارهای انقلابیون و مردان نهضت های اخیر بهترین گواه بر این معرفی و مانیفست اعتقادی و زیربنایی است.
وعده خداوند در حال تحقق است و بیداری اسلامی قدرت آن را یافته است که معادلات قدرت را نه تنها در خاورمیانه بلکه در تمام عالم به نفع مستضعفین تغییر دهد.»


دیدگاهها
aJEPzqaiDhtUv
You coudln't pay me to ignore these posts!
Thanks for your comment. we
Thanks for your comment. we are very happy to visit our website.
افزودن نظر جدید